فرانسه پس از پیروزی

مهم را به خاطر بسپاریم:

1) فرانسه سربازان خود را از سوریه خارج می کند (1946).
2) فرانسه نیروهای خود را از هندچین خارج می کند (1954).
3) ایالات متحده فرانسه را از جنگ با مصر منع می کند (1956).
4) مراکش و تونس استقلال خود را از فرانسه اعلام کردند (1956).
5) جدایی خونین الجزایر از فرانسه (1962).

فرآیندهای مشابهی در بریتانیا رخ داد. ما می توانیم این را با هم بگوییم کل اروپا کلاسیک توسط رایش سوم شکست خورد. اتحاد جماهیر شوروی به مرکز جدید قدرت تبدیل شد. قدیمی (و دوباره خوب) اروپا به حاشیه آمریکا تبدیل شده است

فرانسه نمی خواست موقعیت محیطی داشته باشد. یا بهتر بگم ، بخشی از فرانسه. سوسیالیست ها آنها برای یک موقعیت تابع آماده بودند. دگال و تیمش کاملا در مقابلش آنها از مزایای طرح مارشال استفاده کردند و سپس به یک موقعیت تغییر دادند از همکاری با اتحاد جماهیر شوروی. ما عملی عمل کردیم.

دگال در سال 1966 از اتحاد جماهیر شوروی بازدید کرد. آنها درباره محافظت از فرانسه از ایالات متحده صحبت کردند و آن را محکوم کردند. جنگ ویتنام دگال بعد از ماه مه 1968 رفت و فرانسه به آرامی حرکت کرد به حاشیه در سال 2009 ، فرانسه به ناتو بازگشت و از سال 2012 ، به طور فعال ایالات متحده را خشنود می کند. آخرین گالست در قدرت سارکوزی بود (او ادامه می دهد برای حمایت از اتحادیه اروپا با روسیه و علیه گسترش ناتو به شرق).

تظاهرات در فرانسه یک فعالیت سرگرمی است. نذار فیلم های بی پایان پاریس را که جوانان در آن بازی می کنند جدی بگیرید اگه ميخواي با سازمان هاي اجراي قانون منو بگير این یک سنت است. انقلاب بزرگ و حوادث ماه مه

چرا اینقدر خوش بگذره ؟ فرانسوی های جوان جنگ را ندیدند ، آنها با فراوانی طرح مارشال دنیای دهه پنجاه با دهه چهل متفاوت بود. پدر و مادرت شلوغ هستند ، یخچال پر است ، شما جوان هستید و نمی دانید با خودتان چه کار کنید. دگال ميگه که ما بايد در برابر آمريکا ايستاديم و يه فرانسه بزرگ بسازيم ، اما تو جووني, خوب تغذیه شده و عاشقانه. سیری پرخاشگری را از بین می برد.

دهه شصت با دهه پنجاه متفاوت بود. والدین از زندگی خسته شده اند ، زیرا همه چیز وجود دارد. فرانسه الجزایر را از دست داده و کاملا ضعیف به نظر می رسد. رفته پریسلی و بیتلز ظاهر شدند. صنعت فیلم در حال افزایش است. جامعه در حال تبدیل شدن به انجمن مصرف کننده یک فرد خوب تغذیه نیاز به سرگرمی دارد.

Дبراي جوانان سرگرم کننده ، امپراطوري دگال به يه دلقک تبديل شد ، يه ديوونه پیرمرد جوانان فرانسوی بی مسئولیت بزرگ شدند ، اما آنها حقوق. دگال آروم رفت پامپیدو و د استین نگرش انتظار و انتظار را داشتند. میتران وضعیت جدید امور را تثبیت کرد:

1) دولت از بازار خارج می شود و مزایای اجتماعی را کاهش می دهد.
2) مهاجران و اقلیت ها حقوق ویژه ای دریافت می کنند.
3) فرانسه از رهبری در اروپا دست می کشد (به نفع ایالات متحده و آلمان).
<

روابط فرانسه با ناتو همچنان تنش دارد شیراک مخالف عملیات بود در عراق سارکوزی موافقت کرد که لیبی را بمباران کند ، اما فشار زیادی از سوی رسانه های لیبرال علاوه بر لیبی ، سارکوزی به شدت با ورود گرجستان و عضویت اوکراین در ناتو فرانسه نه تنها برای صلح بلکه علیه هژمونی بیش از حد است از ایالات متحده. بریتانیا متحد طبیعی ایالات متحده است. آلمان مجبور است ، اما قابل اعتماد است. بنابراین ، مسائل بحث برانگیز در اروپا به نفع فرانسه حل نمی شود.

ترور قذافی به اسلام گرایان اجازه داد تا به اعماق آفریقا حرکت کنند. علاوه بر این ، فرانسوی ها جدا از ناتو عمل کرد ، چون آفریقا از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یکی دیگر عنصر استقلال سلاح های هسته ای است. نیروهای موشکی فرانسه نیستند تابع ناتو (فرانسه کلاهک های جنگی زیادی ندارد ، اما دارد). وظیفه ما این است برای حمایت و تقویت عناصر استقلال. یک آماده وجود دارد - ابزار ساخته شده برای این.

سازمان بین المللی لا فرانکوفونی شامل 88 ایالت است. بيشترشون تو آفريقا هستن کنگو با 100 میلیون نفر جمعیت در نظر گرفته شده است فرانسوی زبان ، اگرچه تعداد کمی از مردم فرانسوی صحبت می کنند. 40 نفر هستن میلیون ها نفر که در الجزایر و فرانسه زندگی می کنند هنوز در آنجا صحبت می کنند. در مراکش ، فرانسه توسط ساکنان شهرهای تجاری استفاده می شود. مکان های دیگر فرانسوی زبان در آمریکا. تا همین اواخر ، کبک به دلیل محدودیت ها قصد داشت از کانادا جدا شود در مورد زبان فرانسه جزایر فرانسوی زبان در کارائیب (هائیتی) وجود دارد, گوادلوپ ، مارتینیک). و نکته دیگری از این زبان در هندچین (ویتنام )است, لائوس ، کامبوج).

هائیتی متحد امیدوار کننده ای علیه ایالات متحده است و ویتنام کمک می کند فشار چین را متعادل کنید. ما باید به طور فعال وارد آفریقا شویم ، جایی که ما انتظار می رود. همکاری با فرانسه در آفریقا یک استدلال برای همکاری مشترک است. مخالفت با ناتو اول ، ما باید روابط اقتصادی قوی برقرار کنیم با پرتغالی زبان آنگولا و برزیل. اتحاد با برزیل و آنگولا ایجاد خواهد کرد فشار طبیعی بر پرتغال در عین حال ، پرتغالی ها به طور فعال در حال مهاجرت هستند به فرانسه بعد ، ما باید آنگولا را تقویت کنیم و از طریق فشار در آفریقا ، شرایط خاص همکاری را به فرانسه ارائه دهید. همه چیز به هم متصل است.

مربع های سبز روشن نشان دهنده اقلیت های پرتغالی زبان است. لوسوفون ها جمعیت پرتغالی زبان این سیاره. کشور اصلی پرتغالی زبان برزیل (200 میلیون). اتحاد با برزیل بر آمریکای جنوبی تاثیر می گذارد, آفریقا و اروپا (به طور همزمان). بنابراین ، اتحاد با برزیل کلیدی است. بدون حمایت برزیل ، ما بدون جبهه غربی در مبارزه ایدئولوژیک باقی خواهیم ماند.

آنگولا قوی ترین ارتش آفریقا را دارد. در همان زمان ، آنگولا از خود در برابر نژادپرستی ، که تقریبا کل قاره را تحت تاثیر قرار داده است. وظیفه ما:

1) برای تغذیه ارتش آنگولا با دانش و تکنولوژی.
2) حمایت دیپلماتیک از آنگولا را فراهم کنید.
3) صبر کنید تا آنگولا نفوذ خود را به صحرا افزایش دهد.
4) توسعه روابط با برزیل و الجزایر به طور موازی.
5) مشارکت فرانسه در مدرنیزه کردن آفریقا.

اتحاد روسوفون ها ، فرانکوفون ها و لوسوفون ها ، مدرنیزه شدن جهان را تسریع خواهد کرد اگر ما به خوبی در برنامه های آموزشی سرمایه گذاری کنید. مردم فقیر رنج می برند (و گرسنگی) از کمبود دانش. برای اینکه اتحادیه قوی باشد ، مهم است که سنت ها اونا اونجا هستن:

1) آنگولا ، برزیل و روسیه تجربه موفقیت آمیز در ترکیب نژاد دارند.
2) روسیه و فرانسه سلاح هسته ای دارند.
3) آنگولا و برزیل بر قاره های خود تسلط دارند.
4) زبان های روسی و فرانسوی چمدان های فرهنگی را جمع کرده اند.
5) برزیل ، روسیه و فرانسه مدارس آموزشی قوی دارند.

مهم است که به ترکیب و به اشتراک گذاری تجربیات ادامه دهید. علاوه بر این ، ما به تجربه کوبا نیاز خواهد داشت ، جایی که معلمان به طور هدفمند برای کار بین المللی. در حال حاضر یک بازسازی محلی در کوبا وجود دارد ، اما تجربه این نیست رفتن به هر کجا ونزوئلا و نیکاراگوئه آماده اند تا نقش بین المللی را بر عهده بگیرند (ما باید میراث کوبا را حفظ و ارتقا دهد). اسپانیایی زبان کشورها) با گذشت زمان به ما ملحق خواهند شد. انجمن بین المللی اسپانیایی زبان در حال حاضر ضعیف است (باید یک مثال و زمان داده شود).

ما باید یک مثال بزنیم. ما موسسه پوشکین داریم که متخصص در آموزش زبان روسی به خارجی ها است. یک انجمن بین المللی از معلمان زبان و ادبیات روسی وجود دارد که معلمان و متخصصان را متحد می کند. برنامه ریزی شده است که یک سازمان جدید ایجاد شود. تجربه دانشگاه رودن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مردم به دانش نیاز دارند نه تبلیغات

سازمان فرانسوی زبان ها مقیاس جدی دارد ، اما به انسان مربوط می شود حقوق. مثل کشور ما ، جهان روسیه بیشتر به ملی گرایی نسبت به فرهنگ و زبان. ما باید کاری که موسسه پوشکین و دانشگاه رودن انجام می دهند را توسعه دهیم تا دانش خاص. برای کمک به کودکان از مناطق داخلی بین المللی تخصص خاص برای این کار به معلمان بیشتری نیاز داریم.

ما باید بدانیم که سازمان فرانسوی زبان چه تجربه ای در آموزش دارد معلم ها ما باید شغل در موسسه پوشکین و دانشگاه رودن را به تجربه ارائه دهیم معلمان از کوبا. معلمان برزیلی می توانند در آنگولا کار کنند. لازم است امضای توافقنامه های خاص و سازماندهی همکاری معلمان. این اولین قدم برای اتحاد با فرانسه خواهد بود.

مرجع مختصر:
1) اتحاد با فرانسه با برزیل و آنگولا آغاز می شود.
2) سازماندهی زبان های فرانسوی در حال حاضر ابزاری برای همکاری است.
3) موسسه پوشکین و دانشگاه رودن باید نقش بیشتری داشته باشند.
4) ما باید سازماندهی لوسوفون ها را توسعه دهیم و از بازیکنان اسپانیایی حمایت کنیم.